تبليغاتX
Time spent here:
تجربه تنها درسی است که شهریه اش گران است

fr blog

Tehran2Tehran3
+ نوشته شده توسط مهران پروین در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 22:0 |

بیاتابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم و خاصیت عشق اینست کسی نیست، بیا صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی ست که در انتهای صمیمیت حزن می روید بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام بیا با من بیکس تنها شده بمان بیا

بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم ای رفته زدل، رفته زبر، رفته زخاطر بر من منگر، زانکه به جز تلخی اندوه در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم ای رفته زدل, راست بگو! بهر چه امشب با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟ گرآمده ای از پی آن دلبر دلخواه من او نیم, اومرده و من سایه ی اویم! من او نیم, این دیده ی من گنگ و خموش است- در دیده ی او آن همه گفتار, نهان بود من او نیم, آری , لب من- این لب بیرنگ- دیری ست که با خنده یی از عشق تو نشکفت بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم آن کس- که تو می خواهی

 دانشجو گر عاشق شود ......                              بي پرده مشروط مي شود چيزي شبيه آب هويج با كوفته مخلوط مي شود.       در خواب ناز بودم شبي....  ديديم كسي در ميزند....                                      در را گشودم روي او .....       ديدم غم است در مي زند.....                                اي دوستان بي وفا......            از غم بياموزيد وفا....                                          غم با ان همه بیگانگی....

                                 هر شب به من سر مي زند

  وقتي معلم گفت عشق چند بخشه با جرئت گفتم يه بخش ولي از وقتي که تورو شناختم فهميدم دو بخشه 1 شوق با تو بودن 2 اندوه بي تو بودن

+ نوشته شده توسط مهران پروین در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 17:55 |

اين سخن ها كه شنيدي همه از هجر و جفا بود انتظار دل خسته ز دلش مهر و وفا بود در پي رفتن تو غصه همي همدم من شد اي درغا چه بگويم همه جا صلح و صفا بود خون چشمم كه براي تو دمي آب نباريد اين شنيد از لب لعلت كه دگر وقت كفي بود بي حد از پاي فتادم كه به دنبال تو گشتم هاجر از بهر دو جرعه گه ز مروه به صفا بود هرچه باريدم و دل را خبري زنده نگرداند سيل اشكم سر سجاده و در كنج خفا بود درد عشق دل ما را كه فقط بهر جدايي است به شبانگاه و صباحي غم تو ذكر شفا بود سخن ار مي طلبي گوي غم عاشق ما باش

گفتم: تو عاشق نبودی و نیستی........ گفتم:عشق یک ماجراست ، ماجرایی که باید آن را بسازی.... گفتم:عشق درد است ... گفتم:عشق رفتن است عبور است ، نبودن است... گفتم: عشق تضاد است.... گفتم:عشق جستجوست ، نرسیدن است...... نداشتن و بخشیدن است.... گفتم:عشق آغاز است , دیر است و سخت است.... گفتم:عشق زندگیست ولی از یه نوع دیگه.....

به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام ... گفتم عشق راز است .... راز بین من و توست و بر ملا نمی شود .... هیچ وقت پایان نمی یابد . مگر به مرگ..... آهی سردی کشید.... دیگه هیچی نگفت.... سرشو انداخت پائین و آروم از پیشم رفت.....

 چشمات وقتي زيباست كه مال اشك باشه. اشك وقتي زيباست كه مال عشق باشه. عشق وقتي زيباست كه مال تو باشه. تو وقتي زيبايي كه دستت تو دستم باشه

سكوتم را به باران هديه كردم، تمام زندگي را گريه كردم، نبودي در فراق شانه هايت به هر خاكي رسيدم تكيه كردم

+ نوشته شده توسط مهران پروین در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 و ساعت 14:9 |
فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ گفت
از اول ارديبهشت با زنان بدحجاب در شهر تهران برخورد مي‌شود
 
بحث "بدحجابي" و تلاش براي ارائه‌ي الگوي "حجاب خوب" يکي از مشغله‌هاي برخي از نمايندگان مجلس هفتم است. روز گذشته جمعي از نمايندگان مجلس در يک تذکر مکتوب به وزير کشور برخورد قاطع نيروي انتظامي با پديده بدحجابي با توجه به تعارض آن با "ارزشهاي اسلامي و امنيت اجتماعي" را خواستار شدند
محمد رضا باهنر نايب رئيس اول مجلس در آغاز جلسه علني روز چهارشنيه مجلس، تذکرات مکتوب نمايندگان به مسئولان اجرايي کشور را قرائت کرد.بر اساس اين تذکر شايق نماينده تبريز، ناصري نماينده بابل، يحيي زاده نماينده تفت و ميبد، عطارزاده نماينده بوشهر، حيدري نماينده لنگرورد، روزي طلب نماينده شيراز، طهماسبي نماينده سروستان، استکي و فولادگر نمايندگان اصفهان تذکر دهندگان به وزير کشور بودند
از ۲۷ سال پيش مسئله‌ي "حجاب" و "بدحجابي" به يکي از معضلات اجتماعي بدل شده است. گرچه براي رعايت نکردن "پوشش شرعي" مجازاتهايي پيش بيني شده اما تعريف ويژگيهاي اين پوشش هنوز نامشخص است. در تبصره‌ي ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامي براي زناني که بدون "حجاب شرعي" در "معابر و انظار عمومي" ظاهر شوند مجازاتهايي پيش‌بيني شده اما تعريف دقيق پوشش شرعي هنوز روشن نيست. دادستان کل کشور برخورد با بي حجابي را وظيفه‌ي پليس و نيروي انتظامي مي‌داند و نيروي انتظامي منتظر تصويب طرح مجلس است تا الگويي براي تشخيص "حجاب بد" و "حجاب خوب" مشخص شود
در همين حال فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ اعلام کرده است که از اول ارديبهشت با زنان بدحجاب در شهر تهران برخورد مي شود. سرتيپ مرتضي طلايي از اينکه برخي زنان با تجاوز به حقوق ديگران اقدام به پوششهاي نامناسب و زننده و حتي در برخي موارد كشف حجاب كرده‌اند اظهار تاسف کرده و مي گويد: با اين گونه افراد كه بدون توجه به مقدسات ديني و ارزشهاي اجتماعي اقدام به رفتارهاي ناهنجار و پوششهاي نامناسب مي كنند برخورد قاطع مي شود
پليس، مدافع حقوق شهروندان است و در اين برنامه ريزي با كساني كه به نوعي آسيب به شان و شخصيت جوانان مي زنند و منشا اين ناهنجاريها هستند نيز برخورد مي شود
کارشناسان آسيب‌هاي اجتماعي يکي از پيامدهاي اجبارهاي غيرعملي را رواج اخلاق دوگانه، رياکاري و تظاهر در جامعه مي‌دانند و معتقدند نامشخص بودن مرز بايدها و نبايدها مردم را واداشته که خود را همواره در مرز ممنوعيت‌ها احساس کنند تا در صورت امکان پا را از آن فراتر نهند. در اين ميان زنان و دختران نيز که هر روز نقش بيشتري در زندگي اجتماعي برعهده‌مي‌گيرند، مسئله‌ي حجاب را به امکاني براي اعتراض به تبعيض بدل کرده اند. در کمتر جامعه‌اي پوشش و آراستن ظاهر، به اندازه‌ي ايران اسلامي، مشغله‌ي زنان و دختران و اخيرا حتي پسران است
از لاک هاي ناخن با شکل هاي مختلف و رنگهاي عجيب وغريب گرفته تا جورابهاي لنگه به لنگه، از تصوير گيس بافته روي روسري تا فکل‌هاي رنگي، از مانتوهاي چسبان تنگ و کوتاه بدن نما با زيپهاي کج يا چاکهاي فراوان تا پوشيدن شلوارهايي با پاهاي برهنه، پوشيدن شلوارک هايي که به تناسب موقعيت کوتاه و بلند مي‌شوند، استفاده از بلوز و شلوار، استفاده از کت و شلوار و دامن، استفاده از بلور و دامن، پوشيدن لباس نازک يا بدن نما، استفاده از شال نازک يا باريک به جاي روسري و نمايان شدن موي سر از جلو و عقب و پوشيدن اينها همه تلاشهايي است که هر انگيزه‌اي داشته باشد حتما يک نتيجه مشخص نيز خواهد داشت: دشوار کردن تعريف "حجاب خوب" و "حجاب بد" براي مسوولان کشوري
چندي پيش يکي از نمايندگان مجلس ضمن اعتراف به ناتواني مسئولان در اجراي طرح موسوم به "مبارزه با بد حجابي" گفته بودعليرغم اينكه علاوه بر نيروي انتظامي، پليس 110 و دايره منكرات نيز مسئول مبارزه با بدحجابي هستند، اما نمي توانند به صورت گسترده با افراد بد حجاب كشور مبارزه كنند
به گفته محمد عباسپور: "افراد بدحجاب به جاي حفظ حرمت زن و جايگاه آن در اسلام با لباسهاي جلف در انظارعمومي ظاهر مي‌‏شوند و موجب افكار پريشي جوان مي‌‏گردند و دلهاي آنها را مي لرزانند. اين دختران، فساد خود را از ماهواره مي گيرند و ماهواره وار در خيابانها تردد مي كنند." پيش تر او در صحن علني مجلس شوراي اسلامي پيشنهاد كرده بود "در مبارزه با بدحجابي پيش از به كار گرفتن روشهاي فيزيكي بايد از روش فرهنگي استفاده كرد
" اين نماينده مجلس در تشريح "روش فرهنگي مبارزه با بدحجابي" گفته بود "براي مثال خانمهاي عفيفه [چادري] هميشه يك چادر اضافه در كيف خود داشته باشند تا اگر يک بدحجاب در حال مفسده بود با روي خوش به وي چادر تعارف كنند ولي اگر آن مفسد چادر را قبول نكرد، سپس به اقدام فيزيكي روي بياورند
"رئيس مرکز اطلاع رساني فرماندهي نيروي انتظامي آذربايجان غربي نيز چندي پيش برخورد با زناني که به صورت بدحجاب اقدام به رانندگي مي کنند را مورد تاکيد قرار داده و گفته بود در اين رابطه عکس گواهينامه با حالت رانندگي مطابقت داده مي شود و اگر نوع پوشش همانند عکس گواهينامه نباشد با فرد برخورد مناسب انجام مي شود. به گفته "شهنام رضايي" افراد بدحجاب پس از دستگيري به يگان هاي نيروي انتظامي ارجاع داده شده و سپس به دادگاه مربوطه تحويل داده مي شوند
آيت الله طباطبايي نژاد نماينده ولي فقيه در استان وامام جمعه اصفهان نيز گفته بود که فرهنگ‌سازي ومقابله با بدحجابي بايد ابتدا از ادارات و ارگانها شروع شود. او که پيشترآمار داده بود که 74 درصد دختران ايراني باكره به خانه بخت نمي روند يادآور شده بود سازمانها و ارگانها ضمن كنترل كارمندان جهت رعايت شئونات اسلامي و مقابله با پوشش تنگ و كوتاه بايد در صورتيكه متوجه عدم رعايت آن توسط كارمند در خارج از اداره شوند آن را توبيخ كرده و بدينوسيله سطح جامعه را نيز كنترل كنند
حجاب خوب کدام است؟ حجاب بد کدام است؟ اين پرسشي است که از ۲۷ سال پيش مطرح شده و هنوزهيچ‌کس پاسخ روشني براي آن ندارد. اوايل انقلاب که تعدادي از زنان براي آزادي پوشش جلوي نخست‌وزيري تظاهرات مي‌کردند عده اي با شعار "يا روسري يا توسري" ظاهرا پوشياندن موها و بعدا به تن کردن مانتو را حجاب مي‌دانستند اما مسئولان هرجا توانسته‌اند نشان داده‌اند که چادر و مقعنه را به عنوان "حجاب خوب" ترجيح مي‌دهند
تا همين اواخر پوشيدن چادر در دانشگاه هاي آزاد الزامي بود، در مدارس حتي پوشيدن جوراب سفيد منع مي‌شد و رنگهاي مجاز براي مانتو به چند رنگ محدود بود. بر کسي نيز پوشيده نيست که "چادري" بودن اگر علنا و صريحا شرط استخدام در ادارات دولتي نيست، شانس متقاضي را بيشترمي‌کند. پوشش زنان از آنجا رنگ يک "معضل اجتماعي" به خود گرفت که از طرفي مسئولان بر سر تعريف حجاب خوب و بد با هم به توافق نمي‌رسند و از سوي ديگر "حجاب خوب" خيلي وقتها در عمل غير قابل استفاده است. پوشيدن چادر و مقنعه در گرماي ۴۵ درجه همانقدر دشوار و بعضا ناممکن است که براي انجام بعضي شغل‌ها دست و پاگير
اما اين زنان و دختران "نيمه عريان" بايد چگونه پوشيده باشند و چه پوششي را بايد به عنوان "حجاب خوب" تبليغ يا اجبار کرد تا، بدحجابي وسيله اعتراض به نظام نشود؟ ظاهرا مسئولان نيز متوجه شده‌اند که اجبار چادر و مقنعه به عنوان "حجاب خوب" ممکن نيست. و به همين دليل از سال گذشته بحثي در مجلس و بسياري ديگر از نهادهاي حکومت پيرامون طراحي "لباس ملي ايرانيان" آغاز شده است
پس از اشاره‌ي رهبر انقلاب اسلامي، درمورد ضرورت جلوگيري از نابسامانيهاي فرهنگي و ساماندهي پوشش شهروندان: «براي ايجاد تنوع در لباس نبايد از مدلهاي غربي تقليد کرد بلکه مي توان با ارائه الگوهاي بومي و ايراني و طراحي" لباس ملي ايرانيان" اين نياز را تامين کرد»، ابتدا گروه مشاوران جوان شهردار، در دوران شهرداري محمود احمدي‌نژاد و پيش از به برگزيده شدن وي به عنوان رياست جمهوري، خبر تدارک برگزاري جشنواره‌ي طراحي لباس ملي را اعلام کردند و سپس مرکز پژوهش هاي مجلس نيز زمينه‌ي ارائه‌ي طرحي براي ساماندهي مد و لباس را آغاز کرد. اين طرحها که به وسيله‌ي چند نهاد ديگر نيز پيگيري شد و مديريت آن بر عهده "مهلا زماني" صاحب امتياز "مجله مد لباس لوتوس" است هنوز به نتيجه‌ي مشخصي نرسيده است
گرچه پوشش مسئله‌ي هر روز مردم است موضوع "حجاب" و"بد حجابي" هر از گاهي و به مناسبتي موضوع روز مي‌شود و بحثهاي داغي به همراه مي‌آورد که با گذشت زمان دوباره فراموش شود. امسال نيز، چون هر سال، تابستان و فصل گرما بازار بحث "بدحجابي" را کرده است
البته با توجه به این اوصاف فرمانده محترم نیروی انتظامی باید توجه خودشونو به مسئله مهمتری به ویژه اعتیاد معطوف کنند که روز به روز به شمار معتادهای جامعهمان داره اضافه میشود.
که امارها هم بیانگر این موضوع هستند و اینکه دنباله روی بحثای دمده و قدیمی نباشند چرا که مسائل مهمتری هم از حجاب در ایران وجود دارند.
 
+ نوشته شده توسط مهران پروین در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 16:17 |
در راستاي اينكه ازدواج يكي از مواردي است كه امروزه خواب و خيال جوانان پاك و متين شده است، موارد زير جهت اولين گام براي ازدواج توصيه مي شود:

 

 خواستگاري و روشهاي آن:

چندين روش براي خواستگاري وجود داره.

1- مثل زمان ناصر الدين شاه ننه جون و بي‌بي صغراي معروف و آبجي‌جون و خاله اقدس و عمه كلثوم رو مثل گروه بازرسين سازمان ملل راهي خونه‌هاي مردم كنيم تا دختر بيچاره اونارو با ذره بين كنكاش كنن و هزار و يك عيب روش بذارن و چاي و ميوه‌اي خورده عزم را براي يافتن دختر شاه پريان جزم نمايند. و همينطور هي برن و هي بيان تا يكي رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببينيدش و تموم. خلاص.

2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بيفتين توي خيابوناي خلوت و تا از يكي خوشتون اومد بريد جلو و خيلي مودبانه باهش آشنا بشيد و بعد دستش رو بگيريد ببريد توي يك كاباره و بعد از شنيدن ترانه‌اي از مرضيه ازش درخواست ازدواج كنيد و اونم يه لبخند شرم گينانه بزنه و بله رو بگه و بعدا اگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگين.

3- مثل همين زمان رفتار كنين و برين دانشجو بشين و توي دانشگاه با يكي سر حرف رو باز كنيد و بعد كم‌كم ازش خوشتون بياد و بعد براش نامه بنويسيد و يواشكي بهش بديد و دلتون تاپ تاپ كنه و بعد هم بي‌سروصدا عقد بشين و سر كلاس همش به هم نگاه كنيد.

4- مثل زمان آينده رفتار كنيد و به دوست دخترتون بگين يك نفر براتون پيدا كنه و بعد همراه همون دوست دخترتون يه شاخه گل بخريد و بريد خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اينكه دلش نشكنه حداقل باهاش دوست بشيد.

5- روش خشن‌تري هم هست كه بايد يك شيشه اسيد بخريد و بريد سر راه طرف و تهديدش كنيد كه يا زنتون بشه يا شيشه اسيدو روي خودتون مي‌ريزيد.

ويا اصلا ميشه هيچكدوم ازين دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسير عادي زندگي رو طي كرد.

 

پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان محترم:

1- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.

2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.

3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم.

4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.

5- تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.

6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه.

7- پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.

8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!

9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون.

10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.

11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.

12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.

13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...

14- تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.

15- بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.

16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.

17- ...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آينده‌تون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد چون كثيف مي‌شيد می پکید!
+ نوشته شده توسط مهران پروین در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 و ساعت 14:18 |

 

 

 


+ نوشته شده توسط مهران پروین در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت 14:18 |
سی روش توپ برای حال گيری


۱: استفاده از سوسک و يا ساير حشره های پلاستيکی ، اين يک روش بسيار عالی مخصوصا برای ترساندن دخترها ميباشد .

۲: وقتی سر سفره غذا هستيد و بقليتون زل زده به تلويزيون و اصلا حواسش به غذاش نيست ، بهترين موقع برای خالی کردن نمکدون در غذای فرد مذکور ميباشد .

۳: وقتی به ساندويجی رفتيد ، يک جوری سر دوستتون رو گرم کنيد و بعد که حواسش پرت شد ، نی نوشابه اش را برداشته و گره بزنيد و بعد داخل نوشابه اش قرار بدين ، موقعی که دوستتون خواست نوشابه اش را بخورد ، چهره اش ديدنيه .

۴: تمام مراحل بالا را طی کنيد ، فقط به جای اينکه نی را گره بزنيد ، در نوشابه اش نمک بريزيد

۵: قلعه شنی ای را که بچه ها در ساحل درست کرده اند را خراب کنيد و بعد با خنده بگوييد معذرت ميخوام .

۶: در صفهای شلوغ و فشرده سعی کنيد تا ميتوانيد نفر جلوييتون رو انگول کنيد ( برای اين کار ميتونيد از انگول يک انگشتی ، چهار انگشتی ، با کف دست و يا دو دستی استفاده کنيد ) اگر شخص جلوييتون برگشت و با عصبانيت بهتون گفت هی آقا چی کار ميکنيد ؟ شما هم با صدای بلند در جوابش بگيد ، از اينکه دستم به باسنتون خورد معذرت ميخوام و اگر هم چيزی نگفت ، همونجور به کارتون ادامه بديد ، فقط مواظب باشيد کارتون به غسل جنابت نکشه .

۷: وقتی دارين در دانشگاه با همکلاسی دخترتون صحبت ميکنيد ، سعی کنيد هميشه دستتون به آلتتون باشه و يا همش بخارونی نش

۸: هر وقت کسی براتون جک دسته اول تعريف کرد ، آن را جلوی چشمش برای ديگران تعريف کنيد .

۹: وقتی يک فرد مبتدی ميخواد برای اولين بار با کامپيوتر کار کنه ، فيشهای ماوس و کی بورد را بکشيد .

۱۰ : جلوی فرد حسودی از محبتهای خانوم و مادر خانومتان صحبت کنيد .

۱۱: در موقع عصبانيت دوستانتون ، فقط بخنديد .

۱۲: اگر شما بچه کوچک دارين ، سعی کنيد هميشه جلوی کولر عوضش کنيد ، تا بقيه هم از اون بوی خوش کمال استفاده رو ببرن .

۱۳: وقتی برادر و يا خواهرتون داره با يکی از بهترين دوستاش چت ميکنه × فيوز کنتر را بالا بزنيد .

۱۴: روی ديوار سفيد خانه همسايتان با حروف بزرگ بنويسيد : لطفا اينجا چيزی ننويسيد .

۱۵: اگر دختر همسايتون بهتون پا نداد ، روی ديوار خونشون اسمشو به همراه يکی از کلمات منادی عفت بنويسيد .

۱۶: درست در مسير معلم و يا استادتون نخ نامرئی بکشيد .

۱۷: روی صندلی معلم و يا استادتون چسب قطره ای بريزيد تا به صندلی بچسبه .

۱۸: وقتی خونه يک فرد خسيس رفتيد ، تمام قندهای قندون رو توی چاييتون بريزيد .

۱۹: هر وقت رفتيد خونه دوستتون و رفتين پای کامپيوترش ، همينکه ديديد دوست نيست ، سريع يک اف ۳ بزنيد و ستاره نقطه ام پی ۳ رو سرچ کنيد و تمام يافته ها رو شيفت ، دليت کنيد.

۲۰: چند دقيقه قبل از اينکه به قصد مسافرت از خانه خارج شويد با دوستتان تماس بگيريد و با اصرار او را به خونه تون دعوت کنيد .

۲۱: وقتی متوجه شديد که يکی از اقوام تان ميخواهد برای تعطيلات عيد به مسافرت برود ، به مهمانی انها برويد و تا روز چهرده همان جا پلاس باشيد .

۲۲: در دقيقه نود امتحان ، وقتی همکلاسيتون ، ازتون تقلب خواست به او کاغذ سفيد تحويل بدهيد .

۲۳: يک سانديس خالی را باد کنيد و به دوستتون تعارفش کنيد تا بخوردش .

۲۴: وقتی به يک مغازه شيک شلوار فروشی رفتيد ، برخلاف تاکيدهای فروشنده شلوار را آنقدر پايين بگيريد تا خاکی شود ، بعد از آن هم بگوييد که آن را نپسنديد .

۲۵: بعد از خوردن شام عروسی که همه در حال رفتن هستند ، دستهايتان را با لباس فرد جلوييتون پاک و مطمئن باشيد که کسی نميفهمد .

۲۶: ساعت ۳ نصفه شب و در حالی که يک ماسک فوق العاده ترسناک بر سر دارين ، برين داداش و يا خواهرتون رو بيدار کنيد .

۲۷: روی بخاری کلاس درس ، کپسول آموکسی سيلين بريزيد .

۲۸: کسی که از بوس و ماچ بدش مياد رو ، بوسه باران کنيد ، البته از نوع آبدار .

۲۹: وقتی باکسی قرار دارين ، سعی کنيد هميشه دير سر قرار حاضر بشين .

۳۰: و در آخر از ترقه هم فراموش نکنيد ، چون کاربردهای بسيار زيادی داره .

+ نوشته شده توسط مهران پروین در شنبه دوازدهم فروردین 1385 و ساعت 18:0 |
  1. روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

  2. سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

  3. وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

  4. وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

  5. کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

  6. همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

  7. جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

  8. روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

  9. وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

  10. از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

  11. در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

  12. به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

  13. وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

  14. وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

  15. موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

  16. ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

  17. بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

  18. شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

  19. اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

  20. وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

  21. صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين

  22. روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

  23. وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

  24. وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

  25. چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

  26. بادکنک بچه ها رو بترکونين

  27. مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

  28. وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

  29. بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

  30. کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره

  31. ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين


  32. توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

  33. هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره

  34. حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

  35. نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

  36. دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

  37. عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

  38. پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

  39. با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

  40. شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

  41. موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

  42. توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

  43. شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

  44. توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

  45. توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

  46. جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

  47. يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

  48. توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

  49. چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

  50. ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين

+ نوشته شده توسط مهران پروین در سه شنبه هشتم فروردین 1385 و ساعت 15:30 |
+ نوشته شده توسط مهران پروین در سه شنبه هشتم فروردین 1385 و ساعت 15:26 |
 
ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو!
ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن !
ضدحال يعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!
ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵!
ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!
ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه ۹۰!
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد!
ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن!
ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن!
ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن!
ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه!
ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی

+ نوشته شده توسط مهران پروین در سه شنبه هشتم فروردین 1385 و ساعت 15:6 |
دیکشنری امتحان
کالبد گشایی یک تراژدی مزمن
تقلب:
یک سری اعمال ننگین که در صورت با عرصه بودن و این کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش و خرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو که با توجه به درجه درایت و تیزی استاد و مراقبان می تواند نوع هلویش از هسته دارو خاردار تا آب هلو با طعم موز و عشق حال متغیر باشد.بیراهه ای که اتفاقا آخرش به هدف ختم می شود.یک نوع وسیله درس پاس کن نا مشروع.
 
شب امتحان:
شب ملخ .شب ظلمانی یلدا.شبی که اتفاقا خیلی زود صبح می شود.شب سوانح و سوختگی ، نا کجا آباد دانشجو. شبی که نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند.در این شب انسان تمام مصائب تاریخ بشر را به صورت کنستانتره نوش جان می کند.یک نوع زلزله در ایام سال.شب چشم های پف کرده و دهان های کف کرده.شب رقص پایکوبی کلمات و جزوه و کتاب بر روی سلسله اعصاب محیطی و مرکزی دانشجو.
 
جزوه:
یک جور کاتالیزور که در صورت همکاری ابر و باد ومه و خورشید و اینا دانشجو را به سمت پاس شدن درس هل می دهد.تمام همه علم بشری.چکیده دانش تاریخ مصرف گذشته استاد.وسیله ای که معمولا دانشجو با آن سر کار گذاشته می شود.تنها شاهد ماجرای سوخاری شدن دانشجو در شب امتحان.قوت قلبی که عاقبت آفت قلب می شود.
 
مراقب:
موجودی ستمکار،بدمنش و ریاپیشه که متاسفانه چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد.سیستمی که نقش دزدگیر منازل را سر جلسه امتحان ایفا می کند.گالری ضد حال.موجودی که روی سینه اش نوشته :من مراقبم،شما چطور؟ یک نوع تله موش زنده.
 
روز امتحان:
روزی که در آن خورشید طلوع نمی کند.زمانی برای جفتک زدن اسب ها،لحظه ای که در آن دانشجو می خواهد سر به تن عالم و آدم نباشد.روز شغال.روزی که در آن نگاه ها عمیق می شوند.روز لبخند های استراتژیک.روزی که در آن دوست و دشمن با هم و در کنار هم به قربانگاه می روند.
 
نمره:
تبلور میزان دانش،مهارت و دو دره بازی دانشجو.بهانه ای همیشگی برای اعتراض.وسیله ای که استاد با آن چه ها که نمی کند!عاملی که دانشجو برای بدست آوردن آن علاوه بر خر زدن،اعمال شنیع دیگری را هم باید انجام دهد که قلم در وصف آن قاصر است!
 
سؤال:
یک نوع شعور سنج استاد و دانشجو.کلمات نفرت انگیزی که به نوبت و تک تک مثل نیزه در چشم دانشجو فرو می روندو لحظه به لحظه او را به عمق نادانی اش واقف تر می کنند.لو رفتن آنها به حماسه سازی دانشجویان منتهی می شود.انواع مختلف آن از تشریحی سیانوری تا تستی گوگوری مگوری متغیر است.
 
استاد:
منبع علم،ژنراتور دانش،نیروگاه انسانیت،تبلور دانایی ، کوه توانایی ، مایه افتخار ما،عامل انفجار ما،بابا تو دیگه کی هستی بهترین موجود عالم،خود صفا ، اندو وفا ، دارنده انواع اقسام شفا،ضد جفا ، یاریگر ضعفا ، معلم الخلفا ...  
(دانشجویان محترم اگر این بخش آخر کمی بوی جوراب می دهد باور کنید به صلاح خودتان است بالاخره فصل امتحانات تاریخ نشان می دهد بدست آوردن دل اساتید در این فصل آی نتیجه می دهد ، آی نتیجه می دهد... !
پس بروید حال کنید!
+ نوشته شده توسط مهران پروین در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 19:14 |