تبليغاتX
Time spent here:
تجربه تنها درسی است که شهریه اش گران است

fr blog


يه ايميل امروز بهم رسيد در مورد ارتباط شكل خوابيدن افراد با شخصيت اونا!
به نظر شما درسته:


درجمع مثل يك فرد واقعي به نظر مي آييد ولي خيلي تودار خجالتي و ضعيف هستيد. سعي مي كنيد كه راز دار باشيد ، اگر با مشكلي مواجه شويد ترجيح مي دهيد پيش خودتان نگه داريد تا به كسي بگوييد . تعجبي نيست كه در خواب هم اخم مي كنيد.




خيلي باهوش هستيد و مشتاق يادگيري ، هنوز بعضي وقت ها ذهنتان آكنده از عقايد غير عادي است كه مردم به سختي از آن پيروي مي كنند . از خانواده تان به خوبي مراقبت مي كنيد . مشكل اين است كه به ندرت كسي را دوست ميداريد و يك كم مشكل پسند هستيد.




هركس كه به اين شكل مي خوابد دل مشغولي دارد و در پذيرفتن تغييرات دچار مشكل مي شود . تنهايي برتري شماست . هنوز چگونگي آزاديتان در آستانه تحمل شماست.




احساس تنهايي و افسردگي مي كنيد چون فكر و ذكرتان معطوف ناكامي ها و شكست هاي گذشته است. دو دل و مردد هستيد و اين گمان را در بقيه ايجاد ميكنيد كه عشق در زندگي شما گم شده است .




خودخواه و كينه توز واژه هاييست كه شما را توصيف ميكند. اطرافيانتان مراقب هستند كه پاي شما را لگد نكنند، چرا كه شما به راحتي عصباني ميشويد.



خيلي ايراد گير هستيد و هميشه ميناليد و شكايت مي كنيد. شايد اسم دوم شما (عصباني ) باشد . به آساني عصباني مي شويد و به خاطر مسائل كوچك بيش از حد هيجان زده مي شويد. زندگي معامله آنچنان بزرگي نيست ، ياد بگيريد كه راحت باشيد.



شباهت زيادي به حالت قبل داريد. خيلي فهميده مودب ، محترم و مهربان هستيد . خوب هيچ چيزي كامل نيست ، اعتماد خودرا تقويت كنيد و ياد بگيريد كه اشتباه يا نقايص خودرا بپذيريد . در اين صورت شادي در انتظار شماست




شما انسان مطمئني هستيد. درهر كاري كه به عهده بگيريد به دليل كوشش بي امان خودتان موفق خواهيد شد. ميگويند كساني كه به پهلوي راست ميخوابند و بازوي راستشان زير سرشان است ، آينده خوب و قدرت در انتظارشان است .



چه روح آزادي خواهي ! اين حالت هويت واقعي شما را نشان مي دهد. دلداري، عشق، زيبايي و پرستش. همينطور خيلي ولخرج هستيد اما خوشبختانه به همان نسبت هم پول بدست مي آوريد. عادت بد شما اين است كه كمي كنجكاو هستيد و به نظر مي رسد كه از شايعه پراكني لذت ميبريد.



مثل اينكه كوته فكر هستيد ، همينطور خيلي خودمختار و خود راي و هميشه مردم را مجبور به برآورده كردن نيازهاي خودتان ميكنيد . احتمالا بي پروا و بي هدف هم هستيد.
+ نوشته شده توسط مهران پروین در سه شنبه سی ام خرداد 1385 و ساعت 22:12 |
این عکس ها از کتاب "چگونه یک مرد کامل باشیم" نوشته خرزو خان برداشته شده
 
ShowLetter1~0.jpg
 
ShowLetter2~1.jpg
 
ShowLetter4~1.jpg
 
ShowLetter5~1.jpg
 
ShowLetter~1.jpg
 
+ نوشته شده توسط مهران پروین در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 14:34 |
Aghayoone Ghabl Az Ezdevaj !!
Image hosting by TinyPic
 
 
 
Bad Az Ezdevaj :
Image hosting by TinyPic
 
 
 
& Bad Az Talagh!!
Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده توسط مهران پروین در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 14:18 |

قهوه و میل جنسی زنان!

سلام
دیروز یک خبری شنیدم که در نوع خود جالب بود، توجه بفرمائید: «قهوه ميل جنسی را در زن ها افزايش می دهد»
پژوهشگران آمريکايی می گويند مطالعات آنها نشان داده است که نوشيدن قهوه می تواند به افزايش ميل جنسی در زنان کمک کند. دانشمندان از دانشگاه "سات وسترن" در آزمايش ها به روی موش دريافتند که قهوه ميل جنسی موش ماده را افزايش می دهد. نشريه "داروشناسی، بيوشيمی و رفتار" که نتايج اين مطالعه را چاپ کرده است نوشت که قهوه بخشی از مغز که مسئول شهوت است را تحريک می کند. در آخرين تحقيقات انجام شده، دانشمندان مقداری کافئين به 108 موش خوراندند و سپس آنها را در معرض جفتگيری با موش های نر قرار دادند تا تاثير کافئين بر رفتار آنها را تعيين کنند. آنها دريافتند که کافئين زمان جذب دوباره موش ماده به طرف موش نر برای جفتگيری مجدد پس از انجام نخستين جفتگيری را کاهش داد!
دکتر فری گوراچی، محقق اصلی اين مطالعه، گفت: "قبلا هرگز به اين موش ها کافئين داده نشده بود. در انسان ها، کافئين ممکن است تجربه جنسی را تنها در کسانی که به طور منظم و روزمره قهوه نمی نوشند بهبود بخشد

+ نوشته شده توسط مهران پروین در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 و ساعت 13:33 |
 

دانشجو در ملل مختلف


ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
 


مصر
: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک،

 در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
 


هند
: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر
خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها
گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه
 و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با
هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
 

عراق
: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد
 ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
 

چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف
 خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
 

اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است
 او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده!
مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
 

گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود
 تا به همراه  بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
 

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است
و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو
و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
 

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز،
به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
 
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛
چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
 

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است
و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین
بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
 

ایران: عاشق تخم مرغ استapplause! سرکلاس عمومی
چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد!
سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد.
 معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کندparty
عاشق عبارت آ« خسته نباشیدآ» است، البته نیم ساعت مانده
 به آخر کلاسbig grin! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد
 و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گویدdon't tell
 anyone! او سه سوته
 عاشق می شودdrooling! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل
عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر
فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع
 مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند
 ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان
متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی
 ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!broken heart

+ نوشته شده توسط مهران پروین در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 و ساعت 20:3 |
Image Hosted By
 Imagehigh.com
 
Image Hosted By Imagehigh.com
 
Image Hosted By Imagehigh.com
 
 
+ نوشته شده توسط مهران پروین در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 و ساعت 14:37 |

1- يـك دوسـت خـوب حرفهايي كه بصورت محرمانه به وي زده شـده اسـت را نـزد خـود نـگـاه داشـتـه و رازدار شـمــا
ميباشد.

2- وقت شناس بوده و در قرار ملاقاتها و يا ميهمانيها قابل اطمينان بوده و سر موقع حضور مي يابد.

3- يك دوست خوب به موقعيت، موفقيت ها و يا دوستان دختـر و يـا پسـر جـديـد شـــما حسادت نمي ورزد.

4- يك دوست خوب هنگامي كه دچار بيماري و كسالت ميـگرديد با شما تماس گرفته و حالتان را جويا مي شود و به عيادت شما مي آيد.

5- وي ميداند كه چه زماني صحبت و چه زماني سكوت نموده و تنها گوش دهد.

6- هنگامي كه حالتان مساعد نبوده و يا دل و دماغ كاري را نداريد و پكر ميباشيد وي از رفتار شما دلخور نميشود.

7- اگر شما به فضاي بيشتري نياز داشته باشيد و يا مي خـواهـيد تنها باشيد، آنها اين رفتار شما را طردشدگي تلقي نكرده و از شما دلگير نميشوند.

8- يـك دوست خــــوب حيوان خانگي شما، مادر زن بدخلق شما و كـودكـان پـر جـنـب و جوش شما را به خاطر شما تحمل خواهد كرد.

9- وقتي نظر او را در مــورد مسئله اي جويا شويد با جان و دل و صادقانه نظرات و عقايد خودش را در اختيارتان قرار مي دهـد و حتـي اگـر بـه نـصايـحش نـيز عـمل نكنيد ناراحت نميشود.

10- وي با شما ميخندد،گريه ميكند و كارهاي ماجراجويانه انجام ميدهد اما به ديگران چيزي در مورد آنها نميگويد.

11- پيش از سر زدن به منزلتان، شما را مجبور نميكند كه خانه را تميز و مرتب كنيد.

12-
وي اجازه نمي دهـد كسـي پشت سر شما و در غياب شما در مورد شما بدگويي كند و به دفاع از شما خواهد پرداخت.

13- شما را به كارهاي ماجراجويانه، رشد دهنده و پيشرفت در كار تشويق خواهد كرد.
14- هنگاميكه خودروي شما دچار نقص فني گردد شما را به مقصدتان خواهد رساند.

15-
روز تولدتان هميشه به يادش بـوده و اگر برنامـه خـاصـي بـراي آن روز تـــدارك نديده باشيد شما را به بيرون برده و يـا برايتان كيك سفارش ميدهد.

16- دوست خوب از شما انتظار ندارد كه اتوماتيك وار با عقايد وي در خصوص مسايلي همچون سياست،مسايل جنسي و مذهب موافق باشيد و به عقايد شما حتي اگر برخلاف عقايدش باشد احترام ميگزارد.

17- هيچگاه شما را نزد ديگران خرد و تحقير نـكرده بلكه همواره به شما احترام ميگذارد و در حضور ديگران از شما تعريف مي كند.

اگر دوستي را سراغ نداريد كه با شما اينگونه رفتار كند شايد يك دليـل آن ايـن باشد كه شما نيز با آنان چنين رفتاري تا بحال نداشته ايد

+ نوشته شده توسط مهران پروین در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت 18:10 |
 
بدينوســيله ما مردان محــترم كره زمين و حومه كه از قوانين و مقـررات و آيين‌ها و اين كارو بكن، اين كارو نكن‌هائي كه نامردانه از سوي جامعه نامرد زنان بر ما تحميل گرديده و بدجوري حالمان را گرفــته به تنگ آمده‌ايم،‌ بر آن شــديم كه از سوي هيئت مردان كره زمين و حومه، حرفها و نظــرات خود را توسط اين اعلانيه به گوش زناني كه حقوق ما مردان را پايمال ميكنند برسانيم. و از آنجا كه كليه موارد زير در يك درجه اولويت قــرار دارند، شماره موارد، همه «1» خواهد بود:

1- درست است كه ما بعضي مواقع به شما فكر نميكنيم، ولي دنيا كه به آخر نميرسه؟ چرا اينو درك نميكنين بابا؟

1- وقـتي جايي داريم ميريم، به پير، به پيغمبر، هرچي ميپوشين قشنگه و بهتون مياد! اينقــدر سئوال نكنيد!

1- چپ ميريم‌، راست ميريم،‌ آبغوره ميگيري، به جون خودم وخودت يه كارخونه آبغوره‌گيري بزن پول توشـه!

1- بابا هرچي ميخواين رو راست بگين! چرا طفـــره ميرين؟ به ما چه كه شوهرخواهرت براي خواهرت گردنبند مرواريد خريده؟ منظورتون چيه؟!

1- حواس ندارم خب! چرا قهر ميكني؟! خب آدميزاد يادش ميره تولدت و سالگرد ازدواجمون كي بوده! دو روز قبلش بهم يادآوري كني ميميري؟

1- بابا ! من نوكرتم! شما فقط هم با «آره» و «نــه»‌ جوابمو بدي كافــيه! دليل و برهان و اين چيزا نميخواد ديگه!

1- وقـتي مشـكلي داري كه ميتونم حلش كنم، بيا نوكرتم هسـتم. ولي اگه فـقط ميخواي درد دل كني و خودتو لوس كني، من نوكرتم! دست از سر ما ور دار! برو به دوســتات تلفن كن!‌

1- اگه ميگي 17 ماهه كه سردردي داري و نميشـه بهت نزديك شد،‌ پس قضــيه جديه! برو پيش دكـتر خب!

1- بابا! بنزين زدن كه كاري نداره!! جون مادرت خودت بزن!‌

1- اگه يه چيزي گفـتيم كه ازش دو جور برداشت كرد، به خدا منظـور ما اون برداشـت خوبه بوده!‌ آتيش به پا نكن!

1- حسودي نكن نوكرتم! بهـت هم بر نخوره! خدا چشم داده براي ديدن و لذت بردن از زيبائي‌ها!

1- آخه من نوكرتم! تمام زندگيمون كه نميتونه مثل اون سه چهار هـفـته اول باشـه! چرا نميفهــمي؟

1- بابا! من كه علم غيب ندارم، از اونچه كه تو كله سركار خانوم هم ميگذره خبر ندارم! از روي چشمات هم نميفـهمم چــته! زبون كه داري ماشــالله! خودت بگو دردت چيه!

1- وقـتي ميپرسم «چه شـده؟» و تو ميگي «هيچي!»، ما كه ميدونيم داري دروغ ميگي و «يه چيزي شـده!» ولي به روي خودمون نمياريم كه درگير عواقب وخيم بعــدي‌اش نشــيم!
... همين!
 
+ نوشته شده توسط مهران پروین در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت 14:43 |
 
يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد.......
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد..........
يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد"..........
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره..........
يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش........ پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون........
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته...
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه........
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده.........
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني يا.....
يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه...........
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند......
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد...........
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد.................
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد................
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند......
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود........
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند............
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود...........
يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند..............
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . ( نکته کنکوري).....
يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند..............
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد.........
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند...........
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد....
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند......
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد.......
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد........... ...
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد......
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند....... يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد.................
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند........
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد.............
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد............
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند......... 

يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد.........
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند...
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد......
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند.........
يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده .
+ نوشته شده توسط مهران پروین در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 و ساعت 17:23 |
 
مشخصات یه دختر خوب !!!!!!
 
یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه (نکته مهم المپیاد )
 
یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه
 یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
یه دختر خوب توی
روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه

یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه
یه دختر خوب تو سينما دست تو شلوار دوست پسرش نميكنه
یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه
 یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش
نمیزاره
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل
روسری
 
یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه
 
یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر
از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمی ندازه
 
یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی
یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره
یه دختر خوب بیشتر
از 10 دقیقه توی WC نمی مونه (نکته مهمتر از کنکور)
یه دختر خوب هیچوقت بدون
گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه) اين مورد رو من به عينه ديدم
یه دختر خوب به
خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های
خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
 
یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
 
یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری
و نقاشی کنه
یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده

یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= مانی)
یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم
پولدارارو در نمیاره
 
یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره
بازي( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه
 
یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه
 
یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه
یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش
کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو! (
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه (جوابیه
 یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و
امثال آن
 
یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از دوستاش قرض نمی کنه
 
یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه
یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه خلاصه بگم یه
دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره
+ نوشته شده توسط مهران پروین در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 و ساعت 18:50 |
چند پیشنهاد جهت ارتباط موثر و محبوبیت در بین دیگران:
۱- یک پیشنهاد تکراری!! شنونده خوبی باشید . شاید بگویید گوش کردن که کاری ندارد, بله گوش کردن ساده است اما اگر شنونده فن گوش کردن را نتواند به درستی به کار ببندد , رابطه سالم و موثری پدید نمی آید. برای آنکه محبوب دیگران شوید باید حس گوش کردن را یاد بگیرید, تمرین کنید و بسیار به کار ببندید. هماهنگی لازم بین اینکه شما ژست بگیرید, توی چشم طرف مقابلتان زل بزنید و مرتبا سرتان را تکان بدهید اما حواستان پیش معامله خانه تان یا هر چیز دیگری باشد, هر کسی را متوجه این موضوع که شما فن گوش کردن را بلد نیستید می کند فن گوش کردن مغایر با خمیازه کشیدن , به ساعت نگاه کردن وتند تند آدامس جویدن است.
۲- صادق باشید, بدون ابهام و با صراحت و صداقت صحبت کنید. روابطی که این اصل راندارند بی شک قطع
خواهند شد.
۳- همدلی کنید نه همدردی! هیچ کس درد هیچ کسی را به طور واقعی نمی فهمد, پس ما همدردی نمی توانیم کنیم اما همدلی فرایندی است که در طی ان خودمان را جای طرف مقابل می گذاریم و دنیا را از دریچه چشم او می نگریم. در همدلی قضاوت ممنوع است و ما حق نداریم درباره دیگران قضاوت کنیم مگر اینکه قاضی یا حقوقدان باشیم؟!
۴- حرف خود را مزه مزه کنید خودتان را جای طرف مقابل بگذارید و اگر گفته هایتان تلخ نبود به زبان بیاورید.
۵- نصیحت نکنید هیچ یک از ما از نصیحت خوشمان نمی اید بیهوده خود را خسته نکنید و به جای نصیحت پیشنهاد بدهید.
۶- سرزنش نکنید هیچ کس بی عیب نیست و هیچ گلی بی خار نمی باشد. پس دیگر جایی برای سرزنش باقی نمی ماند.سرزنش کردن بهداشت روانی دیگران را به خطر می اندازد.
۷- افراد را همان گونه که هستند بپذیرید اگر قصد محبوبیت دارید بهتر است افراد را با تمام بدی ها و خوبی
هایشان بپذیرید. پذیرش بی قید و شرط را فراموش نکنید.
۸- احترام دیگران را نگه دارید تا وقتی به دیگران احترام نگذارید به شما احترام نمی گذارند و اصولا مردم جواب
هدیه را با هدیه و جواب کتک را با لگد!!
۹ به شیوه مناسب کخالفت کنید به جای بلند کردن صدا, بحث و جدل مخرب و ...... ازروش خلع سلاح استفاده کنید. در این روش سعی می کنیم در حرفهای طرف مقابل حقیقتی را بیابیم. حتی اگر با کل سخن مخالف هستیم. این روش تسکین دهنده و آرام بخش اعصاب است. 

 

+ نوشته شده توسط مهران پروین در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385 و ساعت 17:41 |

طبیعی‌ترین شكل خانواده ‌این است كه هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفكند . كوشش مصلحان جامعه ، مخصوصاً پیامبران خدا ، این بوده است كه نظام خانواده ، یك نظام مستحكم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این كانون سعادت را متلاشی گرداند . به هرحال خانواده خوشبخت نشانه‌هایی دارد كه در اینجا به چند نمونه آن اشاره می‌شود :
۱-در بین اعضای خانواده جمله « به من چه یا به توچه » ردو بدل نمی‌شود ، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسؤولیت می‌كنند .
۲-افراد به یكدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی‌كنند و اعتماد را یكی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می‌دانند .
۳- تاجایی كه امكان دارد با هم هستند و در مهمانی‌ها یا كارهای مربوط به خانواده تنها نمی‌روند . همدلی ، همكاری ، همفكری ،‌ هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می‌دانند.
۴- باهم اتحاد دارند و در مسایل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می‌رسند و سعی می‌كننداگرسوء تفاهم به وجودآمد ، آن را در درون خود بدون این‌كه كسی بفهمد حل كنند .
۵-به سلیقه‌ها و عقاید یكدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می‌كنند .
۶-نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته‌های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می‌كنند .
۷-به حریم یكدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی‌روند .
۸-نگران سلامت روحی و جسمی یكدیگر بوده و از هم مراقبت می‌كنند . اگرچنانچه مشكلی به وجود آید سعی وافر در حل مشكل را دارند .
۹-در بیشتر اوقات لحظات خوشی را كه بایكدیگر بوده‌اند مرور می‌كنند ، دنبال خاطرات تلخ نیستند ، دوست دارند همیشه در خوشی ، شادی و نشاط زندگی كنند .
۱۰-برای فامیل‌ها و همسایه‌های خود اهمیت قائل‌اند و پذیرای فامیل یكدیگر هستند .
۱۱-از امور مالی یكدیگرخبردارند و چیزی را از یكدیگر پنهان نمی‌كنند ، صرفه‌جویی و پس‌انداز كردن جزء برنامه‌های اقتصادی خانواده‌های خوشبخت است .
۱۲-برای رشد یكدیگر تلاش كرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می‌كنند .
۱۳-افراد به هم افقی نگاه می‌كنند نه عمودی ، یعنی هیچ كس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی‌بیند . دیكتاتوری ، زور و قدرت طلبی حاكم نیست .
۱۴- همه اعضاء احساس برنده بودن ، موفق بودن ، امیدداشتن می‌كنند و خودشان را در زندگی برنده می‌دانند .
۱۵-دركنار هم احساس امنیت و آرامش می‌كنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری .
۱۶- علاقه ، عشق ، محبت ، صفا و یكدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یكدیگر ابراز می‌كنند .
۱۷-از یكدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند .
۱۸-اگر مشكلی پیش بیاید به راه‌حل فكر می‌كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمی‌گردند ، دست به علت‌یابی و ریشه‌یابی آن مشكل می‌زنند و راه‌حل منطقی ارائه می‌دهند .
۱۹-هریك از طرفین پیوسته به فكر خوشحال كردن و راضی نگه‌داشتن یكدیگر هستند .
۲۰-زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می‌كنند ، اول خود بعد دیگران ، زندگی آنها به خاطر بچه‌ها یا ترس از طلاق و حرف‌ مردم نیست .
۲۱-زن و مرد می‌توانند هرروز به دنیای اختصاصی یكدیگر نزدیك‌تر شوند ، كار به مسایل خصوصی و زندگی دیگران ندارند .
۲۲-با درخواست‌های یكدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند .
۲۳-زن و مرد در كنار یكدیگر هستند نه رودر رو و رقیب یكدیگر ، بلكه رفیق هم هستند و واكنش منفی از خود نشان نمی‌دهند .
۲۴-خانواده‌های خوشبخت تلاش دارند كه بچه‌های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند .

+ نوشته شده توسط مهران پروین در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385 و ساعت 17:38 |

+ نوشته شده توسط مهران پروین در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385 و ساعت 17:19 |

سركار گذاشتن ديگران در چت

سركار گذاشتن ديگران در چت

هميشه هم اينطوري نيست

سركار گذاشتن ديگران در چت

بازي موقع ها حالمون گرفته مي شه

چت چيه پسرم؟

+ نوشته شده توسط مهران پروین در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385 و ساعت 17:8 |

۱- هرگز خودتان را دست كم نگیرید وقتی دیگری از عهده كاری برآمده باشد ، به احتمال زیاد شما هم می‌توانید .
۲- حد و مرزهایی كه توانایی‌های شما را محدود می‌كنند ، همانهایی است كه خودتان ایجاد كرده‌اید .
۳- هنگامی می‌توانید زن كارآمدی باشید كه مسؤولیت كامل زندگی و آنچه را برایتان پیش‌ می‌آید برعهده بگیرید .
۴- همواره به یاد داشته باشید مهم‌ترین نیروی خلاقی كه بر زندگی شما تأثیر می‌گذارد ، خودتان هستید .
۵- از بهانه تراشی ، عذر آوردن و مقصر دانستن دیگران دست بردارید .
۶- هنگامی كه می‌دانید كسی یا چیزی برحق است آن را نادیده نگیرید .
۷- رسیدن به آرامش فكری را هدف اصلی خود قرار دهید و براساس آن برای زندگی‌تان برنامه‌ریزی كنید .
۸- همواره به آن موجود خیلی خوب كه در درون شماست و او را می‌شناسید وفادار بمانید.
۹- در مورد آینده و زندگی خود تصویری روشن و واضح داشته باشید . نقطه آغاز تصمیم بهتر نقطه پایان تصمیم‌های بدتر است .
۱۰- همواره ببخشید و فراموش كنید اما بگیرید و به خاطر بسپارید .
۱۱- مهم‌ترین مانعی را كه بین شما و هدفتان قرار گرفته مشخص كنید و از همین امروز برای برداشتن آن دست بكار شوید .
۱۲- افكارتان را بر روی كاغذ بیاورید و مرتباً آنها را مرور و بازنویسی كنید .
۱۳- حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه‌ای یادگیری مداوم است .
۱۴- از سلامت جسمانی خود به بهترین نحو مراقبت كنید . نیرو و نشاط برای موفقیت و خوشبختی ضروری است
۱۵- آنچه بیش از هر چیز با موفقیت و خوشبختی همسویی دارد خوش‌بینی است .
۱۶- وقتی خدا بخواهد برای شما هدیه‌ای بفرستد آن را در مشكلی می‌پیچد . هرچه مشكل بزرگتر باشد ، هدیه هم بزرگتر است .
۱۷- همیشه با خودتان مثبت و قاطعانه حرف بزنید .
۱۸- هر روز با این جمله آغاز كنید : « می‌دانم امروز اتفاق خوبی برایم می‌افتد» و خواهید دید كه همین طور هم می‌شود .
۱۹- اگر با تمام وجود به چیزی اعتقاد داشته باشید سرانجام به واقعیت می‌پیوندد .
۲۰- لباس‌هایتان را با دقت انتخاب كنید . طرزلباس پوشیدن باید در شما قدرت و توانایی ایجاد كند .
۲۱- همه از همه چیز باخبر می‌شوند ، هرگز حرفی را كه مایل نیستید كسی بداند به هیچ كس نگویید .
۲۲- از كسانی كه به شما كمك می‌كنند تشكر و قدردانی كنید و این احساس قدردانی را دربرخوردهایتان داشته باشید .
۲۳- هرگز تصور نكنید كه همه چیز را می‌دانید ، سؤال كنید ، زیرا آینده متعلق به كسانی است كه می‌پرسند .
۲۴- دوراندیش باشید و برای داشتن یك زندگی مستقل و امن در آینده از امروز برنامه‌ریزی كنید .
۲۵- حداقل ۱۰ درصد از درآمد خالص خود را پس‌انداز كنید .
۲۶- مدیریت زمان در حقیقت مدیریت زندگی است و زنانی موفق هستند كه از وقتشان خوب استفاده می‌كنند .
۲۷- همواره سعی كنید با مردان و زنان موفق ارتباط برقرار كنید .
۲۸- در سخن گفتن صریح باشید و در بیان منظور خود حاشیه نروید .
۲۹- بدانید كه هیچ موفقیت پایداری بدون پشتكار به دست نمی‌آید .

+ نوشته شده توسط مهران پروین در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385 و ساعت 16:4 |

*

پانی، دختر رپر (Rapper) ایرانی

 

 

 


بالاخره پانی رو پیدا کردیم. پانی یه دختر خواننده رپ در تهرانه که چند وقت پیش با یکی از آهنگهاش که با پسری به اسم طیب همکاری کرده بود معروف شد.

شناسنامه پانی
نام: پانی (مخفف پانته آ)
سن:۱۹ ساله
محل سکونت : تهران
میزان تحصیلات: دیپلم
ورزش مورد علاقه: اسکی

 

 

چی شد وارد سبک رپ شدی؟

سبک رپ رو دوست دارم و علاقه خاصی هم به صدای خودم دارم.

نظر خانواده چيه؟ آیا در جریان بودن؟

مادرم خیلی تشویقم کرد ولی پدرم اوایل می ترسید ولی بعد از اینکه چندتا آهنگ خوندم و مشکلی پیش نیومد اونهم حل شد.

شعرهاتو چه کسی می نویسه؟

بیشتر شعرهای خودمه و بعضی وقتها هم با کمک یکی از دوستام شعر می گم و یا از اشعار دیگران استفاده می کنم. مثلا در آهنگ "فراموش" از یکی از شعرهای مریم حیدرزاده و با کمی تغییرات استفاده کردم.


شعر ها از کجا الهام می گيره؟

بستگی داره ولی بیشتر وقتها در تاکسی این الهام اتفاق می افته!

در آهنگ فراموش یکی دیگه هم هم صدا است؟

آره سیاوش، که الان در ایران نیست.

پانی


رپ خوندن، اونهم برای یک دختر در ایران چه جوريه؟

محدودیت های خودش رو داره. نمیشه همه احساسات رو بیان کرد.

ولی در آهنگها خیلی شاخ و شونه می کشی؟

خوب تا یک حدی اینها واقعيه و بعضی وقتها اتفاق می افته ولی نه زیاد!

ولی وقتی به آهنگها گوش می کنیم، تصویر یک گروه خیابانی (مدل آمریکایی!) به ذهن مياد؟

نه اصلا اینجوری نیست. این کارها رو بیشتر برای جذابتر کردن آهنگها می کنیم. بیشترپسرهاست که با این نوع آهنگها بهشون برمی خوره. پسرها موجودات حسودی هستن و نمی توانن بیین که یک دختر برای اونها شاخ و شانه می کشه!

جریان آهنگ "صفحه" چیه؟

این آهنگ رو سال پیش خوندم برای اون پسرهایی که پشت سر دخترها حرف می زنن، وقتی که اون دختر محلشون نمی ذاره.


آهنگ ها رو چه جوری پخش می کنی؟

بعضی آهنگها مثل صفحه دست به دست پخش شده، بعضی ها هم از طریق اینترنت.

فکر می کنی نهضت دخترهای رپ خون شروع شده؟

نه هنوز، الان اونقدر زیاد نشده بعضی ها هم که رپ می خونن یکهو وارد یک سبک دیگه می شن ولی کلا امیدوارم که تعدادمون بیشتر بشه!

فکر می کنی که دخترهای رپ خون به چه چیزهایی می تونن اشاره کنن که پسرها نمی تونن؟

در ایران مشکلات دخترها خیلی بیشتر از پسرها است. در این آهنگها میشه به این مشکلات اشاره کرد و از جهتی این جور آهنگ می تونه زبان دخترهایی باشه که اجازه ندارن حرفشون رو بزنن.

تا چه حد تصمیم داری که در این کار بری جلو؟

من الان در آغاز کار هستم. خیلی چیزهاست که باید بگیرم. تصمیم دارم که فعلا ادامه بدم و برم جلو.


شایع شده بود که ازدواج کردی و کار رو ول کردی؟

کار رو برای یک مدتی ول کرده بودم ولی از ازدواج خبری نیست!

جریان آهنگ بچه رپها چی هست؟

من قرار بود که در خوندن این آهنگ همکاری کنم ولی سگم در استودیو همراهم بود و اذیت می کرد بیشتر از پس خوانی نتونستم کمک کنم.

با سختگیریهایی که برای بیرون آوردن سگها هست چی کار می کنی؟

سگ من فوت کرد!

به عنوان انتقام کشتیش؟

نه با توجه به شرایط سخت موجود سکته کرد!

 

 

 

 

*

مانا، دختر رپ خون ساکن تهران
 
 
 

با مانا دختر رپ خون ساکن تهران مصاحبه کردم. پرسيدم که چند وقته که کار رپ رو شروع کرده در حالی که مطمئن بودم جواب من بلندتر از "چندماه" نيست. رپ در ايران خصوصاً برای دخترها خيلی نوپاست و همين باعث شده که خيلی سطح بالا نباشه، همينطور که مانا هم جاهايی بااصطلاح خارج ميخونه. اما مسلماً روز به روز بهتر ميشه و آينده روشنی در جلوی پای اين موسيقی هست.
شايد باورش سخت باشه (قبل از اينکه به سايتهای موسيقی رپ فارسی سر بزنيد) که تقريباً هر روز يک يا دو خواننده رپ در گوشه ای از ايران شروع به کار می کنن. ۹۹% کارهاهم مثل آهنگهای رپ خارجيه که اکثراً هم معروف هستن. سبک خوندن ها هم به نوعی شبيه به همه و هنوز نهال اين سبک موسيقی در ابتدای رشد خودشه.
از مانا پرسيدم چرا رپ رو انتخاب کرده در حاليکه ظاهراً همه راک رو موسيقی اعتراضی می دونن
رپ نسبت به راک خيلی آروم تره و هيچ محدوديتی در نحوه اجراش نيست و به راحتی می تونم حرفم رو توش بزنم بدون اينکه مجبور باشم از روش يا سبک خاصی پيروی کنم. رپ بيشتر روی متن شعر تاکيد داره و اين متن رو من از حرفهای دل خودم انتخاب می کنم...از مشکلات و مسائلی که هر روز در ايران با اون مواجه هستيم .ديگران هم بيشتر ناراحتی و اعتراض خودشون رو تو آهنگها می خونن که کمترين نتيجه اش اينه که شنونده اون رو درک کنه.
با توجه به محدوديت هايی که در ايران برای پخش اين موسيقی هست ، چطور اين آهنگ رو به گوش ديگران می رسونی؟
با استفاده از سايتهای اينترنتی که تازگی برای موسيقی رپ ساخته شده(ايرانی)، که آهنگ ها رو برای مسئول اين سايتها ارسال می کنيم.
اولين آهنگی که خوندم با داريا بود. جريان اين آهنگ از شعرهايی شروع شد که هميشه می نوشتم. بعد وقتی تصميم گرفتم که به صورت رپ بخونمش ، خيلی خوشحال بودم چون شعری از ته دلم بود. داستان هم مربوط به دو تا آدمه که وقتی از هم دورن هنوز عشقشون پابرجا می مونه.
تا الان فقط سه تا آهنگ بيرون دادم، ولی همين ابتدا نگرانيهايی هست چون دخترم. مشکلاتی هم هست که همه رپ خون ها با اون مواجه هستن. تعداد دخترهايی که رپ می خونن هر روز بيشتر می شه و من هم شخصاً خيلی به اين کار علاقه دارم. می دونم که اشکال زياد دارم ولی دوست دارم که ادامه بدم.

حرفهای مترادفی می زنی با آهنگهای عاشقانه روز، آيا دليلش خستگی از آهنگهای عاشقانه پاپه؟
دقيقاً، آهنگهای پاپ از زدن حرفهای روز مره طفره می ره و خيلی تکراری شده. حتی ايده های جديدش باز هم محدوديت داره و ديگه کليشه ای شدن. موسيقی پاپ مسلماً فيلتر ميشه و محدوديت ها باعث شده نتونن حرف دلشون رو بزنن.
آهنگ جديدی که به تازگی خوندم عصيان هست. مربوط به مشکل فقر و دختران فراری که همه در ايران هر روز می تونن به راحتی ببينن و حس کنن. از کارهای ديگه در زندگی درسم را می خونم. رشته علوم انسانی هستم و يادم رفت بگم که من ۱۷ سالمه. درسم برام خيلی مهمه و اونرو جدی دنبال می کنم. ولی سعی می کنم کار رپ رو هم جدی ادامه بدم و تلاش می کنم هر روز بهتر بشم.
با دخترهايی که کار رپ می خونن آشنايی داری؟
با غوغا رابطه نزديک دارم که باهاش هم کار کردم. سالومه رو خوب می شناسم و کارش رو قبول دارم و همينطور پانی رو می شناسم و باهاش رابطه دارم. تعداد اين خواننده ها زياد شده ولی خيلی از اونها بعد از مدتی کنار می کشن و حس می کنن حرفی برای گفتن ندارن.
 

 

 

+ نوشته شده توسط مهران پروین در دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 16:28 |
مصيبت:ستم ،حضور و غياب کردن در هر جلسه.
 
عمه خوانم:دانشجويی که سه بار زبان پيش بگيرد.سابقه دار .کسی که از 18 سالگی تا 38 سالگی در دانشگاه تحصيل کند .
 
خشونت طلب:دشمن شماره 1 جامه مدنی.استادی که تهديد کند همه را خواهد انداخت.
 
عمو يادگار:بابا بزرگ ،فسيل.دانشجويان وردی 68.
 
جواد:هوشنگ سابق،کسی که دانشگاه علوم پايه را 7 ترمه بگذراند.
 
با حال:استادی که در جلسه امتحان تقلب نگيرد.ميان ترمها را تصیيح نکند .حضور و غياب نکند.استادی که نمره ها را روی نمودار ببرد.
 
ضد حال :مراقبی که جای دانشجويان را در جلسه امتحان عوض کند.
 
دوزار:ده شاهی :مدرک دانشگاه آزاد.
 
سشوار :وسيله اي که باد گرم توليد ميکند،کولر دانشگاه.
 
شناسنامه:مشخصات اصطلا حات دانشجويی که نام و نام خانوادگی،نام پدر،شماره دانشجويی همره با تعداد واحد های يک دانشجو را از جنس مخالف حفظ باشد.متخصصّ در امور خاستگاری و بعله برون و عشق و لبخند.
 
عشق و صفا:آغاز زندگی مشترک.اول بدبختی.پايان دوران کلش کلش.آشنايی بيشتر با وزير جنگ.
 
جوشکار:متخصص در امور ازدواج از خواستگاری گرفته تا عقد و عروسی.
 
آب خنک:خوردن ان معادل اخراج است.پاداش فعاليت های سياسی.چيزی که به وفور يافت ميشود.
 
کبريت بی خطر :دانشجويی که فقط کار فرهنگی و علمی انجام ميدهد.دانشجوی غير سياسی.مصداق ضرب المثل "اهسته بيا تا گربه سلف شاخت نزنه".
 
سوتی:سه کردن .ضايع بازی .کسی که در نقليه دانشگاه با بوق به زمين بخورد.دانشجويی که مسله را حفظ کند ولی پای تخته يادش برود.دانشجويی که در جلسات امتحان پس از رد و بدل کردن ورقه فراموش کند اسم برگه را عوض کند.رو شدن تقلب.
 
هيت پاکسازی:دانشجويی که هميشه در سلف و تريا و بوفه نشسته باشد.گشنه.نخورده.
 
بد شانس:مشروط با معدل 11،98 يا 11،99.
 
شمع و گل و پروانه:دانشجويانی که در جلسه امتحان کنار هم بشينّند.
 
بدل کار : جانشين.کسی که در کلاس های عمومی بجای دوستش حاضری بزند يا دنبال نمره برود.فداکار.
 
زوج خوشبخت:کسانی که در دانشگاه دست همديگر را ميگيرند تا گم نشوند.نديد.پديد.
+ نوشته شده توسط مهران پروین در دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 16:11 |
 

سرگذشت اختراع زنان و مردان!

مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد.

زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد!

مرد قمار را کشف کرد و کارت‌هاي بازي را اختراع کرد.

زن کارت‌هاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد!

مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد.

زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد!

مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد.

زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!

مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد.

زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد!

 از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را کشف و اختراع کرد.

ولي زن همچنان مشغول خريد بود!

 

+ نوشته شده توسط مهران پروین در پنجشنبه چهارم خرداد 1385 و ساعت 13:17 |

اهل حمامم

پوستم مهتابي‌ست

چشمهايم آبی‌ست

پدرم دلاك است

سر طاسي دارد

لُنگ مي‌اندازد

شامپو مصرف كرد

كله‌اش هي كف كرد

و سپس مويش ريخت

و چه اندازه سرش براق است!


حرفه‌ام دلاكي‌ست

هدف من پاكي‌ست

مي‌نشيند لب سكو آرام

يك نفر با احساس

و تصور كرده، خوش پر و پاست!

كودكي را ديدم

مي‌دود در پي صابون و لگن


اي نهان در پسِ دَر

خشك آوردم، خشك!

مشتري‌هاي عزيز

لگن خاصره‌تان سالم باد!

رخت ها را نكنيد

آب‌مان بند آمد

+ نوشته شده توسط مهران پروین در پنجشنبه چهارم خرداد 1385 و ساعت 13:12 |
 آرزودارم بگيرد آفتي زيباييت را تا كه همچون من بگيري ماتم تنهاييت را آرزو دارم ببينم در عذاب بي وفايي اشك غم در چشم همچون آهوي صحراييت را بشكند قلبت الهي اي كه قلبم را شكستي اي خدا سامان نگيرد عهد و پيماني كه بستي خنده بر اشكم زدي با خود پسندي آرزو دارم تو هم هرگز نخندي سادگي كردم اگر دل بر تو بستم ساده بودم ساده بر خاكم فكندي

 منتظر لحظه اي هستم که دستانت را بگيرم در چشمانت خيره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاري کنم منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم....از عشق تو..... از داشتن تو...اشک شوق ريزم منتظر لحظه ي مقدس که تو را در اغوش بگيرم بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم اري من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را مي ستايم

+ نوشته شده توسط مهران پروین در پنجشنبه چهارم خرداد 1385 و ساعت 13:8 |
 
درس اول : یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدير شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند... يهو يه چراغ جادو روی زمين پيدا می کنن و روی اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه... جن ميگه: من برای هر کدوم از شما يک آرزو برآورده می کنم... منشی می پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!... من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادبانی شيک باشم و هيچ نگرانی و غمی از دنيا نداشته باشم»... پوووف! منشی ناپديد ميشه... بعد مسوول فروش می پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!... من می خوام توی هاوايی کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصی و يه منبع بی انتهای آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه... بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: «من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن»!
 
 نتيجهء اخلاقی اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه!
 
 
 
 
درس دوم: يه کلاغ روی يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاری نمی کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم می تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاری نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که می تونی!... خرگوش روی زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد!
 
 نتيجهء اخلاقی: برای اينکه بيکار بشينی و هيچ کاری نکنی ، بايد اون بالا بالاها نشسته باشی!
 
 
 
 
درس سوم: يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد می کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقهء بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشيش زير چشمی يه نگاهی به پای راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحانی ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس ميده... راهبه باز ميگه: پدر روحانی! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر می گرده سريع ميدوه و از توی کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا می کنه و می بينه که نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيری کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!
 
 نتيجهء اخلاقی اينکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست ميدی!
 
 
 
 
درس چهارم: بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه... همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود... تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازی زمين!... بعد از چند لحظه تفکر ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره... زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت... پيتر پرسيد: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود... پيتر گفت: خوبه... چيزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!
 
 نتيجهء اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتی باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيری کنيد!
 
 
 
درس پنجم: من خيلی خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلی کمکم کردند... دوستانم خيلی تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال ، زيبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوين عروسی... سوار ماشينم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو ................! من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توی اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستی بيا پيشم... وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهرهء نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدی... ما خيلی خوشحاليم که چنين دامادی داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمی تونستيم برای دخترمون پيدا کنيم... به خانوادهء ما خوش اومدی!
 
 نتيجهء اخلاقی: هميشه کيف پولتون رو توی داشبورد ماشينتون بذاريد
 
 
یه وقت درسها رو جدی نگیریدا.... شوخیزیزم بود
 
+ نوشته شده توسط مهران پروین در چهارشنبه سوم خرداد 1385 و ساعت 12:54 |
 
چگونه روشنفکر شويم !
مواد لازم  : شـــــافی کاپ ، پيپ ، موسيقی کلاسيک ، قهوه فرانسه ، کتاب شعر( حتما به زبان فرانسوی ) كلاه هم باشه بد نيس
، محاسن ( به مقدار کافی )
روش کار : اين روش ، خيلی روش خوبيه به اين دليل که تقريباً همه دخــــترا خيلی
از پسرای تيريپ روشنفکر خوششون مياد و به قول پسرا زود مخ زده ميشه ! روشنفکر شدنم خيلی کارسخــــــــتی
نيست
 کافــــــــــــــيه چند تا اسم نويســـــنده و کـــــــارگردانی رو که تا حالا کسی
اسمشونو نشنيده حفظ کنين و تو هر جمله ای که ميگين يه دو سه تاشو بندازين !
در ضمن لازمه بزارين يه کم محاسنتون بلند شه‌‌ ! هم نشونه روشـــــــــــنفکريه هم
ميتونين دستاتونو باهاش خشک کنين !
مثه بعضيا.........
در ضمن موهاتون هم شونه نكنين هر چـــی در هم تر بهتر
سعی کنين کارايی و بکنين که بقيه نميکنن ! مثلا بد نيست حـــــــداقل روزی ۲ بار
بيفتين تو جوب ! يا تو در و ديوار بخورين ! در هنگام راه رفتن شيلنگ تـــخته بندازين !
نكته:اين كارارو جاي بكنين كه خودتون 2 تا هستين
اينا خيلی جواب ميده و نشون ميده شما خيلی کارتون درسته !
لباس پوشيدنم خيلی مهمه ! سعی کنين يه جور لباس بپوشين که هـــــمه بگيرن
اين قضيه رو که شما روشنفکرين ! لباسای گشاد ، گيوه و کش موی بنفـــــــــش !و شال ‌‌گردن
خيلی به کارتون مياد .
امآ روش صحبت کردن ! بايد خيلی آروم و نامفهوم صحبت کنين جوری که طـــــــرف
هيچی از حرفای شما نفهمه و فکر کنه شما خيلی اين کاره ايد‌ ! هر چـــی بتونين
بيشتر شعرور سر هم کنين راحت تر کارتون انجام ميشه !
بقيه رو به فلان باباتونم حساب نکنيد و فکر کــــنيد هيــــــشکی بيـــــشتر از شما نميدونه
  به هر گدايی که سر راهتون ميبينين حداقل ۵۰۰ تومن کمک کنيد! 
سعی کنين حموم نريد ! خيلی مــــــهمه اين قضيه ! هر چـــــی شيپيش تر باشيد
روشنفکر تر به نظر ميرسيد ! 

بايد حتما موسيقی کلاسيک گـوش بدين ! ‌البتـــــــــه وقتی تو يه جمع روشنفکری هستين !
  بعد که رفتين خونه مـيتونين با همــــــــــــــون داوود بهبودی حال کنين ! 
هر رشــــــــته ای که تو دانشگـاء ! خونديـن رو بايد بيخيال شين و به همه بگين که فلسفه خوندين !
 البته واسه اينکه گــــــندش در نياد بگين تو يکی از دانشـگاء های خارجی ! 

مثله گاو غذا بخورين اينم يکی ديگه از کارايی که روشنفکرا ميکنن !
به خواهرتون تو خونه گير الكي بدين ولـــی
وقـــتی تيريپ روشنفکريه کاری به کارش نداشته باشـــين‌‌ ! اين روشا خيلی جواب ميده !
خيليا تاحالا  با همين روشا روشـــــــنفکر شدن! 

آره داداش من !
 آب هندونه رو از برنامه غذاييت حذف کن توام ميتونی ...
 
+ نوشته شده توسط مهران پروین در چهارشنبه سوم خرداد 1385 و ساعت 12:51 |

 

مـــن هــــرگـــز بــــازنـمـيگـــردم!

 

من‌ زنم‌ كه‌ ديگر بيدار گشته‌ ام

از خاكستر اجساد سوخته‌ي‌ كودكانم‌ برخاستم‌ و توفان‌ گشته‌ام

از جويبار خون‌ برادرانم‌ سر بلند كرده‌ ام

از توفان‌ خشم‌ ملتم‌ نيرو گرفته‌ ام

از ديوارها و دهكده‌هاي‌ سوخته‌ كشورم‌ نفرت‌ به‌ دشمن‌ برداشته‌ام

حالا دگر مرا زار و ناتوان‌ مپندارهموطن،

من‌ زنم‌ كه‌ ديگر بيدار گشته‌ام

راه‌ خود را يافته‌ام‌ و هرگز بازنميگردم

من‌ ديگر آن‌ زنجير ها را از پا گسسته‌ام

من‌ درهاي‌ بسته‌ي‌ بي‌خبري‌ ها را گشوده‌ام

با نگاه‌ تيز بينم‌ همه‌ چيز را در شب‌ سياه‌ كشورم‌ ديده‌ام

فرياد هاي‌ نيمه‌ شبي‌ مادران‌ بي‌فرزند در گوشهايم‌ غوغا كرده‌ اند

من‌ كودكان‌ پا برهنه‌، آواره‌ و بي‌لانه‌ را ديده‌ام

من‌ عروساني‌ را ديده‌ام‌ كه‌ با دستان‌ حنا بسته،

لباس‌ سياه‌ بيوگي‌ بر‌ تن‌ نموده‌اند

من‌ ديوار هاي‌ قد كشيده‌ي‌ زندان‌ ها را ديده‌ام

كه‌ آزادي‌ را در شكم‌ هاي‌ گرسنه‌ي‌ خود بلعيده‌ اند

من‌ در ميان‌ مقاومت‌ ها، دليري‌ ها و حماسه‌ ها دوباره‌ زاده‌ شدم

من‌ در آخرين‌ نفس‌ ها در ميان‌ امواج‌ خون‌ و در فتح‌ و پيروزي

سرود آزادي‌ را آموخته‌ام

حالا ديگر مرا زار و ناتوان‌ مپندار

هموطن‌ واي‌ برادر،

من‌ در كنار تو و با تو در راه‌ نجات‌ وطنم‌ همنوا و همصدا گشته‌ام

صدايم‌ با فرياد هزاران‌ زن‌ برپا گشته‌ پيوند خورده‌ است

مشتم‌ با مشت‌ هزاران‌ هموطنم‌ گره‌ خورده‌ است

من‌ در كنار تو و در راه‌ ملتم‌ قدم‌ گذاشته‌ام

تا يكجا بشكنيم‌ اين همه‌ رنج‌ زندگي‌ و همه‌ بند بندگي

من‌ آن‌ نيستم‌ كه‌ بودم

هموطن‌ واي‌ برادر،

من‌ زنم‌ كه‌ ديگر بيدار گشته‌ام

من‌ راه‌ خود را يافته‌ام‌ و هرگز بازنخواهم گشت

 

+ نوشته شده توسط مهران پروین در دوشنبه یکم خرداد 1385 و ساعت 21:45 |
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting ServiceHosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service 
+ نوشته شده توسط مهران پروین در دوشنبه یکم خرداد 1385 و ساعت 21:23 |
فرض کنید دارید توی خیابون رانندگی میکنید.یه دفعه چشمتون میفته به یه ماشین خوشگل پراید(البته همتون میدونید که پراید 2 زار نمی ارزه اما چون معمولاً بهترین وسیله انتقال هلو های سطح شهر می باشد بنا براین ما بش میگیم ماشین خوشگل) خوب حالا یه کم اون قوه تخیل رو بیشتر به کار بندازید و  فکر کنید که توی اون ماشین دو تا هلوی رسیده وآبدار  نشستند و دارن غش غش می گن و می خندن!اگه یه کم دیگه هم فکر کنید می فهمید که در اون لحظه شما آرزو مکنید که کاشکی یکی از این هلو ها بغل شما باشه.باز هم فرض میکنیم شما پشت فرمان یک پیکان سبز رنگ مدل 45 هستید به آینه اش هم یک عدد CD آویزوونه و پشت شیشه عقب هم نوشتند "لطفاً مرا بشویید" خوب عکس العمل شما چیه در اون حالت؟ مسلمه دیگه به طرز عجیبی به شانس خودتون لعنت می فرستید, اما خوب نگران نباشید من راهی بتون یاد میدم که حتی با یه پیکان قراضه هم بتونی مخ جیگرترین دخترای تهران و یا ایران رو بزنید.
 
 
در مرحله اول چند تا نکته رو به خاطر بسپارید:
 
1-اولاً هر جا که دیدید تعدادی دختر دارن از خنده غش و ضعف میرن بدونید که کارشون فقط برای تظاهر و جلب توجهه چون:بر عکس ما پسرا , هیچ دختری نیست که برای یه دختر دیگه اونقد جذاب و شیرین سخن باشه که طرفشو به غش و ضعف بندازه .در ضمن ما پسرا چون خیلی شورشو در اوردیم دیگه حتی بابا ننه هم رو هم مسخره میکنیم و می خندیم اما دخترا این جوری نیستن و هیچ وقت هیچ دختری نتونسته یه دختر دیگه رو از ته دل بخندونه! آخرین دختری که تونست یه دختر دیگه رو بخندونه وقتی بود که پدربزرگ پدر جد من رفت واسه زنش هوو  اورد  و چون این دو تا خیلی از هم بدشون میومد وقتی که یکیشون مرد اون یکی از ته دل خندید! پس نتیجه میگیریم که خنده دخترا یعنی اینکه خواهش میکنم,استدعا دارم یکی بیاد مخ من رو بکوبه باش آبگوشت درست کنه!
 
 
2-وقتی که توی یه ماشین تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشید یکیشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشین راه نمیفته دیگه IQ ! خوب دخترا راننده های خوبی نیستند و موقع رانندگی 80 درصد حواسشون به رانندگیه که یه وقت اشتباه نکنن.(الان میگید پس 20 درصد بقیه کجاست؟باید عرض کنم که معمولاً دخترا فقط از 80 درصد حواسشون استفاده میکنن و به عبارت دیگه همه حواسشون رو هم که جمع کنن میشه 80 درصد و اون 20 درصد باقی مونده رو هم خدا بشون نداده تا بعداً  راحت گول بخورن و عاشق شن و این طوری نسل بشر منقرض نشه!وگر نه خدا وکیلی اگه یه دختر 100 درصد حواسش جمع باشه اونوقت کی میاد زن من و تو و باباتو عموتو .... شه؟!؟!؟!) خوب پس باید حواستون رو متمرکز کنید رو اون یکی دختره و روی مخ اون کار کنید که نتیجه بهتری بگیرید.
 
3-تا یه ماشین دیدید که توش دو تا دختر هستند سریع نرید کنارش و بخواید شماره بدید به دو دلیل:الف:این روش قدیمی شده و در ضمن اگه هم دختری بود که شماره بگیره چون ماشین شما پیکان مدل جوادیسمه پس از شما شماره نمیگیرن! . ب:ممکنه تصادف کنید چون در اون حالت ماشین های دیگه ای هم هستند که همزمان با شما اون ماشین خوشگل رو دیدن و چون اونها هم به روش قدیمی عمل میکنن پس سریع میخوان خودشونو برسونن بهش و اولین کسی باشن که شماره میدن و از اونجایی که تجربه نشون داده وقتی یه پسر یه دختر خوشگل میبینه دیگه مخش از کار میفته  پس اگر شما هم در اون زمان با ماشینتون اونجا باشید پس احتمال تصادف زیاده!
بنابراین و با توجه به دو مورد فوق نتیجه میگیریم که وقتی یه ماشین با دو تا جیگر زنده دیدید باید سریعاً از محل دور شید و فاصله رو زیاد کنید
 
4- مهمترین اصل در زدن مخ یه دختر آرامشه.البته میدونم که ضربان قلب چه بخوای و چه نخوای میره رو 1000 اما باید جوری رفتار کنید که طرف نفهمه شما استرس دارید.حتی الامکان می تونید واسه اینکه نشون بدید چقدر آرامش دارید در حال حرکت در ماشین رو باز کنید و بپرید بیرون و این نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!
 
5- خیلی وقتا اتفاق میفته که وقتی یه ماشین رو به عنوان سوژه در نظر میگیرید در همین حال یه ماشین دیگه هم پیدا میشه و شما میمونید که از این دو تا ماشین کدومشون رو انتخاب کنید.راستش این مشکلیه که تا حالا خودمم هم راه حلی واسش پیدا نکردم ولی خوب شما میتونید در این مواقع خیالتون رو یه کم راحت کنید از این بابت که من نویسنده هم سردرگم میشم چه برسه به تو!
 
6- هیچ وقت وقتی که یه ماشین خوشگل دیدید سعی نکنید که عملیات محیرالعقول انجام بدید و چه میدونم سرعتو زیاد کنید و لایی بکشید واینا....چون واقعاً لایی کشیدن یک پیکان سبز رنگ از بین چند تا پژو و پراید و ماکسیما صحنه چندان خوشایندی نیست و اولین فکری که در این حالت به ذهن بیننده خطور میکنه اینه که احتمالاً راننده پیکان از ده اومده!
 
7-یه نکته خیلی خیلی مهم رو به خاطر بسپارید و اون اینکه مطمئن شید که اون دو نفری که توی ماشین پراید نشستند و یکی از یکی خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پیشرفت علوم و فنون بعضی وقتا مادره از دختره جوون تر میشه پس حتماً حواستون جمع باشه وگرنه بلایی که سر امیر حجوانی تو این قضیه اومد سر شما هم میاد!
 
8- سعی کنید وقتی یه ماشین خوشگل دیدید صدای ضبط ماشینو زیاد نکنید که کل خیابون برگردن ماشین شما رو نگاه کنند چون دیگه اینکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زیاد کنه واقعاً خز و خیل شده و در ضمن این جوری ممکنه دافیه هم بپره به هر حال اونا دخترن دیگه مثل ما پسرا که نیستن, کارشون حساب و کتاب نداره....
 
9- و ....!
 
 
خوب حالا که مراحل بالا رو با دقت بشون توجه کردید میرسیم به مرحله اصلی یعنی زدن مخ اون خانوم خوشگلا با توجه به اینکه اونا پراید یا 206 یا چه میدونم یه ماشین درست و حسابی دارن و شما یه پیکان سبز رنگ و یا فوق فوقش یه پیکان بنفش متالیک که روی داشبوردش از این سگا هست که کلشون تکون میخوره!
 
به نظر شما این کار شدنیه یا نه؟اگر من بگم آره باور میکنید؟درسته این کار شدنیه اما خیلی سخته!
بابا جان ما توی زانتیا که میشینیم به زحمت میریم مخ یه دختره رو که عقب وانت نشسته میزنیم اونوقت تو با یه پیکان سبز رنگ میخوای مخ یه دختر جیگر بالا شهری رو بزنی؟برو بابا برو روتو کم کن!خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه.....
+ نوشته شده توسط مهران پروین در دوشنبه یکم خرداد 1385 و ساعت 21:12 |
اخرین و مفید ترین روش های بازی کردن بااعصاب دیگران !

 

 

 

۱- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب
بپرن! ﴿اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه
۲-
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
۳-
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
۴-
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
۵-
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
۶-
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين
۷-
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
۸-
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين
۹-
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
۱۰-
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
۱۱-
يل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين
۱۲-
جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره
۱۳-
قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين
۱۴-
يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
۱۵-
جاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
۱۶-
موقع عکس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
۱۷-
تو ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

۱۸-
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

۱۹- ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين
سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

 

 
+ نوشته شده توسط مهران پروین در دوشنبه یکم خرداد 1385 و ساعت 20:1 |
+ نوشته شده توسط مهران پروین در دوشنبه یکم خرداد 1385 و ساعت 19:58 |
 

روش های درس خواندن پسر ها و دختر ها!

دخترها:                    

 

بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند

 بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...

يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.

  و اما پسر ها:

يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...

 يه كم كه درس  خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند

و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون  تموم ميشه

حال ندارند برند  بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.

همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي

+ نوشته شده توسط مهران پروین در دوشنبه یکم خرداد 1385 و ساعت 19:50 |
+ نوشته شده توسط مهران پروین در دوشنبه یکم خرداد 1385 و ساعت 19:46 |

يك دختر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ لباساشو رو درمياره رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره

۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه جلوي آيينه مي ايسته شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو, ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت , مو بدن, كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان

۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده, پرپشت كننده, براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده

۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره

۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه

۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي

۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه, حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده, احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته

۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت

۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه

۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه

۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

ساعت ۸ شب

 

يك پسر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته , لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق

۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم

۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ, فيگور راست, نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره, (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه

۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز, آبي, بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ,كر كر ميخنده

۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده, آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش

۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه

۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق

۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر

+ نوشته شده توسط مهران پروین در دوشنبه یکم خرداد 1385 و ساعت 19:38 |